تبلیغات
شعر امروز خراسان - مطالب مهر 1387
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
بلاگ شعر امروز خراسان را چگونه پیش بینی می کنید؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 10 مهر 1387
ادبیات دفاع مقدس و علیرضا قزوه

علیرضا قزوه متولد 1342 شمسی در شهر گرمسار است. تاكنون بیست جلد كتاب از وی در زمینه شعر و پژوهش در ایران و تاجیكستان به چاپ رسیده و آثار وی به زبان های مختلف ازجمله زبان تاجیكی و عربی و انگلیسی ترجمه شده است. سه دوره از كتاب های وی، كتاب سال دفاع مقدس انتخاب شده است. دبیر كنگره چهاردهم شعر دفاع مقدس هم بود. از اولین كنگره شعر دفاع مقدس؛ یعنی از سال 65 تاكنون حضور فعالی هم در این عرصه داشته و خود وی از بانیان و بنیان گذاران شعر دفاع مقدس بوده است. موضوع سخنرانی قزوه در زمینه ادبیات دفاع مقدس با رویكردی به كتاب های ضیاءالدین ترابی است. 

من تمایل داشتم بیشتر صحبت من حول و حوش ادبیات دفاع مقدس و راه های رشد و اعتلای ادبیات دفاع مقدس باشد؛ اما این كتاب ها نیز كتاب هایی نیست كه بتوان به راحتی از كنار آن ها گذشت. به هرحال در سرزمین ما كه سرزمین حماسه هاست؛ به خصوص در این هشت سال دفاع مقدس و هیچ وقت شعر به خصوص نشر آن و تحقیق آن پا به پای آن حماسه ها پیش نرفته است، چاپ این پنج جلد به هر حال غنیمتی است.

این كتاب مثل همه كتاب هایی كه چاپ می شود نقاط قوت و ضعف دارد. اشكال های چاپی كه به نوعی ناموس مطبوعات ماست در این كتاب بسیار دیده می شود.

اولین نقطه ضعفی كه می توان بر این كتاب ها گرفت این است كه نمونه خوانی نشده است. به عنوان مثال اگر كتاب چقدر خسته چقدر زخم را مشاهده كنیم می بینیم كه حتی خود عنوان كتاب نیز نمونه خوانی نشده است. همین عنوان كتاب را اگر مشاهده كنیم می بینیم كه با ادبیات مقاومت تناقض دارد. یك فضای خمودگی و خستگی را من به شخصه در این اسم می بینم: چقدر خسته، چقدر زخم. در صورتی كه ادبیات مقاومت باید ضد خمودگی باشد؛ ادبیات تهییج باشد، ادبیاتی باشد كه مردم را برای دفاع آماده نگه دارد. این یك ویژگی ادبیات مقاومت است.
در مقدمه، بعد از اسم كشف آمریكا توسط كریستف كلمب، 1942 را مشاهده می كنیم. این یك اشكال چاپی است. در صورتی كه كشف آمریكا در سال 1492 صورت گرفته است. در این جا می خواهم بگویم كه بر روی كتاب یك بازخوانی و نمونه خوانی نشده است. حتی كنار سال (.م) كوچك به عنوان علامت میلادی نمی آید.

آقای ترابی شعر شاعر مورد نظر خود را در یك جا  به صورت كامل نیاورده اند تا خواننده كلیت شعر را ببیند كه این شعر مقاومت است یا خیر و در جاهایی یك شعر دو بار آمده است.

اولین شعر، شعری به نام «از زبان آخرین اینكا» است. سطر سوم برده ای، پبرده ای تایپ شده است. این شعر از ابتدا با خودكشی شروع می شود. این شعر، شعر مقاومت نیست كه در آن می گوید «من خودكشی می كنم تا اربابم دستش به من نرسد.»

به عنوان مثال شعرهای «كتیبه ای برای لیتری كرو» از جیمز رایت، «فرار از دست سرخپوستان» در این شعر سفیدپوستی است كه موضع می گیرد برای فرار از دست سرخپوستان. من فكر نمی كنم كه این نوع شعر در محدوده شعر مقاومت قابل معنا باشد. در این جا باید ببینیم كدام ملت، كدام گروه در نقطه ضعف قرار گرفته و ظلم به آن ها شده است. شعر مقاومت شعری است كه در كنار مظلوم باشد. شعری است كه با وجدان باشد.

شعری از میلتون واشنگتن «میلتون واشنگتن به تازگی؛ اما نه به دلخواه، به استخدام خودش درآمده است با كاری دشوار، قوطی های آلمینیومی، بطری های خالی نوشابه، كاغذ و مقواها را جمع می كند و آن ها را به مركز بازسازی عمومی می فرستد.» باز این شعر مقاومت نیست، چون دقیقاً مانند افرادی كه در كشور خودمان هستند قوطی ها و كاغذها را جمع می كند و آن را می فروشد. این شعر می تواند به نوعی یك شعر اجتماعی باشد.

در این جا می خواهم بگویم كه این انتخاب ها می توانست با انتخاب و وسواس بیشتری صورت پذیرد. آن هم برای سرزمینی كه خود شعر مقاومت دارد.

شعرهایی كه كاركرد تیتر می تواند آن ها را به فضای مقاومت ببرد به نظر من باز خود شعر نیست. مگر این كه تیتر را هم جزئی از شعر بدانیم؛ ولی خود متن یا خود شعر به نظر من باید شعر مقاومت باشد.

در جایی گفته شده كه «شعرهای مقاومت آمریكا در مقایسه با شعرهای مقاومت آسیا و اروپا بسیار متنوع و گوناگون می نماید»؛ یعنی این از نوع موضوع شناسی ادبیات دفاع مقدس جمع آورنده مجموعه (ضیاءالدین ترابی) می خواهد اذعان كند كه شعر مقاومت آمریكا متنوع تر است؛ ولی اگر این موضوع شناسی را در شعر ایران نگاه كنیم جز مبارزه با آپارتاید چیز دیگری مشاهده نمی كنیم. جمع آورنده مجموعه تنوع در شعر مقاومت آمریكا را در مسائل مختلفی نظیر موقعیت جغرافیایی، تاریخی و نژادی بسیار گسترده تر و متنوع تر دانسته، البته در جای دیگر می گوید: «اما از سویی به خاطر سابقه تاریخی اندك این سرزمین تعداد شعرهای حماسی در ارتباط با جنگ و مقاومت در آن، در مقایسه با كشورهای جهان بسیار كم تر است.» من احساس می كنم كه آن دو مورد، فضا را تقویت كرده كه وی بگوید شعرهای آن ها متنوع تر است؛ ولی ما این تنوع را نمی بینم و بعد وقتی تقسیم بندی می كند به شعر حماسی، شعر استقلال، شعر آزادی، شعر برابری و شعر بیداری و شعر سیاه، یعنی نوعی طبقه بندی و موضوع شناسی كه اگر این موضوع شناسی را با موضوعات شعر مقاومت در ایران مقایسه كنیم می بینیم كه تنوع در شعر مقاومت آمریكا بسیار كم است. پس این جمله ای كه گفته شده تنوع دارد تنوعی در آن دیده نمی شود و نمونه هایی كه انتخاب شده بیشتر در فضای آپارتاید است. این تنوع در شعرهایی كه به طور مثال در این كتاب ها آمده مشاهده نمی شود و به اضافه این كه فضاهای شعر آزادی، شعر برابری و شعر بیداری نزدیك هم است. به عنوان موضوع شناسی دفاع مقدس كشور خودمان از نظر من مثال هایی كه داریم از این قرار است: شعر فلسطین، ادبیات شهادت، ادبیات اردوگاهی (آزادگان)، رجز و غیره.

نام كامل شاعران در آخر كتاب آورده نشده است. در شعر آمریكا چند مورد آورده شده است. در متن در یك جا نام شاعر می آید در جای دیگر نمی آید. به نظر من یك دستی در كل كتاب بسیار ضرورت دارد.

نمونه ای از یك شعر از «هُراس كِلمَن» كه در این مجموعه آورده شده می خوانم كه ترابی با عنوان سیاه آمریكایی وی را خطاب كرده: «خلبان سیاهی پرواز كردن را می آموزد، اما من نشان هایم را به هانوی خواهم فرستاد، و به آنان اجازه خواهم داد در برابر پس فرستادن پایم، با نشان هایم گلوله بسازند» این نمونه شعر خوب آمریكاست كه مورد نیاز ادبیات امروز ماست. مترجم مجموعه اگر این ها را به رخ می كشید و اگر تعداد این نوع شعرها كم نبود بسیار خوب بود. یا شعری از «دنیس لورتف» از امریكا: «وقتی بمب ها آینه ها را می شكستند، تنها برای جیغ زدن فرصت بود» و یا وی می توانست شعری از «لیتسوس» بیاورد: «بخند! مهمات كم داری». این نمونه ها، این رده ها از شعر اروپا و آمریكاست كه برای ما ارزش دارد و مفید است وگرنه آن نمونه ای كه نشان دهنده آن است كه فرد زباله جمع آوری می كند. نمی تواند ادبیات مقاومت باشد. آن هم برای مردم و شاعرانی كه می خواهند آن شعر را الگوی خود قرار دهند و در سرزمینی كه خود این سرزمین، سرزمین مقاومت است.

شعری از « كالر توماس» آمریكایی: «در این شب ها، تنها صدایی كه می شنوم صدای بوق خودروهاست، رسولان كاذب! چیزی برای تغذیه كودكانمان نداریم، حال باید بخوابم یا برخیزم!» دقیقاً این شعر، شعر مقاومت است. این طنز زیبایی كه در آخر این شعر آمده كه می گوید: روزگار ما را ببینید فقط سر و صدای خودروها می آید، هیچ چیز به ما نمی رسد جز این سر و صداها، و بچه های ما هم در گرسنگی هستند، باید بخوابم یا برخیزم. این شعر می تواند شعر مقاومت باشد.

در مورد كتاب «سبزتر از جنگل» كه شعر «مرگ در شعر پایداری ملل جهان» این سوتیتر این كتاب است. مرگ دقیقاً مقابل پایداری است. دقیقاً معنای شهادت در ادبیات ما ضد مرگ است. مرگ را مسخره كردن، شهادت می شود. تعداد زیادی از ادبیات شهادت كشور ایران را ترابی آورده است؛ ولی نام آن را مرگ در شعر پایداری گذاشته است.
 
در تیتر كتاب ها كه مشاهده می كنیم، البته اگر بگوییم گناه از ناشر است در لیستی كه اسامی شعرها دیده می شود، نام شاعر آورده نشده است كه چه بهتر بود نام شاعر در كنار اسامی شعرها آورده شود.

نمونه هایی كه در شاهنامه وجود دارد می توانست نمونه های مفیدی در این مجموعه باشد. در این مجموعه نمونه ای از كارهای هومر آورده شده، بعد شعر فردوسی آورده شده است. ولی هیچ كدام مرگ را به آن نحو كه «اگر سر به سر تن به كشتن دهیم / از آن به كه كشور به دشمن دهیم» كه این بیت خودش خاص شده و بیت كلیدی شاهنامه است، نیاورده است.

از نمونه كار خوب این مجموعه از شاعری است به نام «اورنور» از غنا با عنوان «سرود جنگ»: «ما مردن در جای دیگر را دوست نداریم، تفنگ هایمان با ما خواهند مرد، و تیغ های تیزمان با ما نابود خواهند شد، ما باید در میدان جنگ بمیریم» این شعر كاملاً شعر مقاومت است و باز نمونه ای دیگر كه در فضای مقاومت نیست از «راینیكی ساگورو» شاعر ژاپنی: «وقتی از گذر باد و باران های سال ها، استخوان هایم را خزه ها پوشاندند، چه كسی این مرد دیوانه ژاپنی را به یاد خواهد آورد» در این شعر فقط مردن فرد مشهود است و این مرد فقط به فكر مرگ است. در این شعر مرگ دیده می شود؛ ولی مقاومت مشهود نیست. این شعر به نوعی مرگ آگاهی نیز نیست.

در بخش شعر ایران نمونه هایی كه از ادبیات شهادت آورده شده است بیشتر نگاهشان نگاه شهادت است.  ما در ادبیات شهادت نمایندگانی داریم. به عنوان مثال در كنگره شعر شاهد محمدجواد محبت در پانزده كنگره آن حضور دارد؛ به نوعی وی نماینده شعر شهید است. قادر طهماسبی نمونه ای از ادبیات شهادت ماست. مرتضی امیری اسفندقه جزء این شاخه است. خود فرزندان شهید، ادبیات خاصی را در دل ادبیات شهادت دارند. این افراد انجمنی دارند كه تعدادشان حدود بیست تا سی نفر است. این فرزندان شهید شعر می گویند، كتاب چاپ كرده اند. در بین این افراد شاعرانی مثل هادی خورشاهیان، عباس سودایی، حمیدرضا حامدی به چشم می خورند. حتی بعضی از این فرزندان شهید، كتاب هایشان جزء كتاب های سال دفاع مقدس قرار گرفته است؛ ولی متأسفانه نام این افراد در مجموعه ضیاءالدین ترابی نیست.

به عنوان مثال نمونه ای از كتاب های كنگره چاپ ششم و هفتم می آورم كه در آن شعری از شاعره ای به نام معصومه سادات نبوی كه نام وی را تاكنون من نشنیده ام در این كتاب آمده است: «در رگ حیات ما خون لاله ها جاری است / شاخه گرچه خشكیده است، نسل ریشه جا ماندست» دقیقاً به جای به جامانده است، آورده جاماندست. یعنی مفهوم جاماندن ضد به جاماندن است. در حقیقت این شعر اشكال دستوری بزرگی دارد. این شعر نباید در این جا می آمد و این انتخاب به هر حال من فكر می كنم جای كار كردن بر روی آن دارد. اگر از ادبیات شهادت نمونه هایی در این مجموعه ها آورده شده از خود من، از آقای گرمارودی یا خانم صفارزاده می توانست نمونه هایی آورده شود. من در این مجموعه نگاه كردم فقط یكبار در یكجا یك نمونه شعر از قادر طهماسبی به چشم می خورد. نمونه هایی از شاعرانی مانند محبت، امیری اسفندقه، طهماسبی، سودائیان، حامدی و خورشاهیان می توانست در این مجموعه آورده شود.

«طبل های غران» كتاب آفریقا: شعر آفریقا اگر بخواهد نقطه قوتی داشته باشد؛ یعنی یك نماینده بخواهد از شعر آفریقا معرفی بشود آن هم كشور مصر است. جناب آقای بیدج به نوعی این تلاش را در كار «گفتگوی تندر و آذرخش» جبران كرده است و این دو كتاب («گفتگوی تندر و آذرخش» و «طبل های غران») در دل هم می تواند كتابی باشد كه بخش عربی را نیز پوشش بدهند. اسامی ای كه در مصر وجود دارد؛ به عنوان مثال شاعری مثل «عمل دنقل»، «صلاح عبدالصبور»، «عبدالمعطی حجازی» كه این ها مثلث شعر عرب هستند یا در سودان شاعری مثل «محمد الفیتیری»، به هرحال این شاعران باید در این مجموعه به گونه ای به آن ها اشاره می شد، یا نمونه كارهای این افراد می آمد.

كار ترجمه جناب آقای ترابی كار بزرگی است و من نقاط ضعف و قوت این مجموعه ها را در كنار یكدیگر بازگو می كنم. نقطه ضعف این است كه خود شعرهای كشورهای جنوب آفریقا و غرب آفریقا همه به زبان انگلیسی نیست؛ بلكه خیلی از این كتاب ها به زبان فرانسه است. شما از یك زبان به زبانی دیگر ترجمه كرده اید همچنان كه می توانستید نمونه شعرهای مصر و سودان و الجزایر و غیره را به زبان انگلیسی بگیرید و یك نقطه ضعفی كه در این كارها وجود دارد این است كه مؤلف و مترجم این مجموعه با فضای امروزی اینترنت كار نمی كند. در اینترنت سایت بزرگی به نام «شاعران ضد جنگ در آمریكا» وجود دارد كه دوبار شعر من با ترجمه خانم صفارزاده شعر ماه شد. تقریباً می توان گفت ماهی سی چهل شعر خوب مقاومت را در این سایت وارد می كنند. این سایت، سایتی است كه در مبارزه علیه حكومت، پنجاه هزار نفر مردم را به خیابان های آمریكا كشانیده بود. این مطلب قدرت این سایت را نشان می دهد. كتاب هایی كه بخواهد ترجمه شود و به ایران بیاید ده سال دیرتر از مطالب اینترنت است و به راحتی شما با یك كلیك كردن می توانید به سایت های مورد نظر مراجعه كرده و بسیاری شعر در این زمینه به دست آورید.

«آه این دریا» كتاب آسیا: این كتاب را من بسیار كم ورق زدم، ولی باز در این كتاب مشاهده می كنیم كه از افغانستان هفت شعر به چشم می خورد؛ ولی از ایران هیچ شعری وجود ندارد. باز اگر بخواهیم نمونه ای از شعر مقاومت نه آسیا بلكه جهان را یكی دو نمونه انتخاب كنیم، حتماً كشورهایی مثل عراق و فلسطین و ایران باید در آن به چشم بخورند. در این مجموعه مشاهده می كنیم كه حتی یك نمونه از كشورهای عربی در آن به چشم نمی خورد. بحث این است كه در اینجا می گوییم آسیا كل كشورهای عربی نیستند و حتی ایران نیست و از افغانستان نیز باز نماینده های خوبی دیده نمی شود؛ ولی در افغانستان ابوطالب مظفری و عبدالله نایبی می توانند به عنوان نماینده های شعر مقاومت  از افغانستان باشند. قبول دارم كه كار من بیش از این كه نقد باشد تنقید است؛ یعنی بیشتر آمده ام بر روی ضعف های مجموعه ها انگشت گذاشته ام. اگر آقای ترابی این پنج مجموعه را در قالب یك مجموعه با آن نكات مثبتی كه من ارائه كردم تهیه می كرد كار بسیار بزرگی می شد.

نكته ای كه می خواهم در این جا اضافه كنم این است كه ادبیات دفاع مقدس ما یك ادبیات بسیار برجسته است اگر به گذشته آن رجوع كنیم حماسه را در ادبیات خود كم داریم. گنجینه ادبیات ما در موضوع های مختلف مثل عاشقانه پر است. اما در زمینه ادبیات مقاومت در این عرصه بسیار نمونه كم داریم؛ ولی در این سال ها شاعران ما این كم كاری را جبران كرده اند؛ یعنی ادبیات مقاومت ما به نظر من ماندگارترین ادبیات این سال ها خواهد بود. از جهت ارزشی كه دارد و از جهت تازگی هایی كه دارد. در هیچ دورانی به اندازه این دوران جدی به میدان نیامده ایم و این ادبیات هم به هرحال نماینده های خوبی دارد. از گذشتگان می توان به سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، قیصر امین پور و عبدالملكیان اشاره كرد. اگر تلاش این جوان هایی نبود كه از گرد راه رسیده اند، این ادبیات به فراموشی سپرده می شد. از این جوان ها می توان به علی محمد مؤدب، عبدالحمید انصاری نسب و غیره اشاره كرد. این نسل نسل جوانی است كه بیشتر شعر سپید دارد یعنی اكنون فضای شعر دفاع مقدس و شعر مقاومت ما در این سال ها به اندازه دو سه سال جلو رفته است.

نوشته شده توسط علی امیری ساعت 01:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari